|
حساب همه جایش را کرده بودم پشت بام ها را خوب بلدم نه از این طرف می افتادم نه از آن طرف دیگر نمی دانستم از وسط بام هم میشود افتاد! پ.ن۱: روزه ننه را به تمام دختران زنان و مامانان مقیم داخل و خاج تبریک می گوییم. پ.ن۲: فردا کارنامه میدن خیرشون. دعا کنین بیشتر از ۴تا نکاشته باشم...
هان؟ چی؟ اگه ۲۴ ساعت مونده باشه به ته خط چی کار میکنم؟ ..
قبل از هر کاری میرم این یارو ارشادیه که اون سری تو پارک لاله دهنمو سرویس کرد چاقو میکنم (چه جوری از چنگ پلیسا فرار میکنم خیلی خشنه مراعات بچه های زیر ۳سالو کردم ننوشتم) ماشین بابایی رو پیچ میدم میرم یه جای خیلی دور تو اون جای خیلی دور یه نفرو انقدر نگاه میکنم که سیر بشم بعد بر میگردم تهران یه تلفن میزنم همه بروبکس بریزن استیریت بال خیابون ویلا تا شب بسکتبال بزنیم شب که شد با همون بروبکس خراب میشیم چهارراه ولیعصر خیابونو میبندیم که اول این اوتوبوسای BRT سرویس بشن (از بس دهنم تو اینا سرویس شده) بعد شروع میکنیم رقصیدن نهایاتا" مامورای ارشاد میان مسبب این برنامه هارو (منو) جمع میکنن میبرنم بازداشتگاه قبل از اینکه بتونن ازم شماره خونمونو اعتراف بگیرن و نهایتا" بابا بیاد منو به درک واصل کنه ۲۴ ساعتم تموم میشه خودم اتوماتیک به دیار باقی فرار میکنم دمت گرم زهرا با این سوال طرح کردنت خدایی حال کردم منم سحر و ۰۲۱بکس و فرناز و شیک و کاکتوس باعطریاس و یه آدم کمی معمولی و مریم رو دعوت میکنم پ.ن: این امتحانای- بیب - ک - بیب- م- بیییب- ....بیییییییییب- هم تموم شد بالاخره!!! آخیش.
ما خیلی دنبال ما خیلی خیلی دنبال این و کم کم به این نتیجه رسیدیم که تمام حماقت ما در همان احمقی که در آینه می بینیم خلاصه میشود پ.ن:به مناسبت تعطیلی ها یه پست زدم
من: به ه سابه ای جون چه خبراا خوبی ؟؟ خانم بچه هااا خاله عمو عمه دایی همه در سلامتی کاملند؟ اقای سایه ای:اولل به تو چه دوما اقای سایه ای من: ااا سایه ای جون داشتیم ما که از این حرفا نداشتیم؟؟!! اقای سایه ای: برو بابا ..گفتم اقای سایه ای بعدشم بنال!! من:اه اه سایه ای جون ببخشید اقای سایه ای مثل اینکه قاتی تشریف داریناااا نه! اقای سایه ای : اولا به تو چه؟ وایییی چقدر فضول .. سوال بعدی.. من: هیچی دیگه امروز مثل اینکه رو فرم نیستی می خواستم یه اشنایی با بچه ها دلشته باشی خوب نظر خواصی نداری؟ اقای سایه ای: حاله من به کسی ریط نداره نظر خواصی ندارم فقط اگه می شه وقتشو زیاد کنن و مجریاشم خیلی زر می زنن من: باه ممنون از لطفتون خدافظ اقای سایه ای: ... پ.ن: 1- در اینده ای نزدیک با اقای سایه ای بیشتر اشنا می شید 2- مامانم سیم اینترنتم را به قوله لیلی جونم کنده الانم یواشکی اومدم و مشغوله خر زدنم3- تا بعد از امتحانات خداحافظ!
۱.اینجانب لیلا hellish به دليل ان زدن تو كارنامه ماهانم و آوردن ۶ تا نمره يك رقمي از ۴درس اصلي به علاوه عربي و زبان فارسي (!) تا اطلاع ثانوي (احتمالا" تا ۲۳ خرداد) اينجا رو آپ نميكنم ۲. مامان سحر evil هم كابل سيستمشو كنده اونم تا اطلاع ثانوي مشغول خر زدنه ۳. به درخواست دوستان سعي ميكنيم ديگه از الفاظ ك ي ر ي استفاده نكنيم ۴.تو اين يه ماه و خورده اي كه ما نيستيم بريد حال كنيد شاد باشيد بالانس بزنيد بخنديد و برقصيد و بچسبيد و... باشد كه رستگار شويد
می دونی
می خوام برم موهامو از ته با تیغ بزنم بعد وقت آرایشگاه بگیرم برای شینیون بعد ببینم قیافه ی آرایشگره چه ریختی میشه وقتی منو ببینه پ.ن: سالی که ک ی ر ی ست از بهارش پیداست
او از غرق شدن می ترسید برای همین هیچوت شنا نمی کرد سوار غایق نمی شد حمام نمی کرد و به ابگیری پا نمی گذاشت شب و روز در خانه می نشست در را به روی خود قفل می کرد چفت پنجره ها را می انداخت و از ترس اینکه موجی سر نرسد مثل بید می لرزید! عاقبت انقدر گریست که اتاق از اشک پر شد و او را در خود غرق کرد! پ.ن:همون بهتر شرت کم یه سره خرم کمتر!
درست کردن ساندویچ اسب ابی خیلی ساده است. هم لذیذ است و هم بسیار با فایده. اول این چیزها را اماده کنید: ـ دو عدد نان برشی - کمی سس مایونز - یک حلقه پیاز - یک عدد اسب ابی - و یک تکه نخ! دست اخر هم فلفل و نمک اضافه می کنید. حالا می ماند حل این معما که خرده خرده بخوریمش یا یک جا؟! پ.ن: بابا کی حوصله داره همین طوری یه نون برشی رو بزار بالای اسب یکی بزار پایینش با مخلفاتش نوش جان!
علی: چرا به بابا نمیگی این انقدر خونه رو می پیچونه؟
مامان: اتفاقا" این دفعه دیگه به باباتون میگم من: علی زیاد داری زر زر میکنیا !!! مامان: به این طفل معصوم چی کار داری؟ می خواستی غلط اضافی نکنی علی: نه مامان اشکال نداره آدم باید از مادرش دفاع کنه در هر شرایطی! (یعنی خ ایه مالی در این حد!!!) ۱. من بعد از شنیدن این حرفها پشیمان از کرده ی خودم دستمال بدست جهت طلب عفو و بخشش از برادر و مادر مهربانم از اتاق بیرون میرم ۲. من بعد از شنیدن این اراجیف شات گانمو برمیدارم میرم طرف اتاق علی یه گلوله وسط مغزش خالی میکنم بپاچه به درو دیوار یه جوری که دیوار پشت سرش رنگ تیم مورد علاقش بشه بعد قبل از اینکه مامانم بتونه به بابا تلفن بزنه دستمو می برم طرف کمرم و کلتمو در میارم و با ۳ تا گلوله مامانو ترور میکنم و بعد همونجور که دارم به جنازه های کثیفشون تف میکنم به فکر تدارک شام برای پدرم هستم و دارم فکر میکنم که به جای ادویه تو غذاش سیانور بریزم یا ... ۳. من بعد از اینکه حرفاشونو میشنوم صدای آهنگو زیاد میکنم و هیچ عکس العمل دیگه ای نشون نمیدم پ.ن: درست حدس زدید گزینه ی ۳ درسته! |
About![]()
دادزدم!
Home
|